کتاب طیب

0

زمانی نام طیب و شعبان جعفری (شعبان بی‌مخ) بر سر زبان مردم تهران و برخی نیز آن دو را مثل هم می‌دانستند. اما روزگار سرانجامی متفاوت برای آن‌ها داشت. یکی از آن‌ها در گوشه‌ای از آمریکا بی‌نام و نشان به خاک سپرده شد. اما دیگری سر به عشق سیدی از اولاد امام حسین علیه‌السلام نهاد و زیر بار ننگ نرفت. و با پیکری خون‌آلود و با ردای شهادت در جوار حضرت عبدالعظیم حسنی علیه‌السلام آرمید

مزار او زیارتگاه اهل یقین و نقل جوانمرد نقل جوانمردی‌اش گوش به گوش و سینه‌به‌سینه در تاریخ آزادگی نقل می‌شود این همان قانونی است که حربن‌یزید را از عمرسعد هدی کرد و آنچه در تاریخ می‌ماند می‌ماند رسم جوانمردی و آزادگی را در یک کلمه خوبی‌هاست

Last updated on 1403/02/26 10:02 بعد از ظهر

۴۴,۰۰۰تومان

معرفی کتاب طیب

کتاب طیب،زندگی‌نامه و خاطرات شهید طیب حاج‌رضایی است که به حُر نهضت امام خمینی(ره) مشهور است،زمانی نام طیب و شعبان جعفری (شعبان بی‌مخ)
بر سر زبان مردم تهران و برخی نیز آن دو را مثل هم می‌دانستند
اما روزگار سرانجامی متفاوت برای آن‌ها داشت. یکی از آن‌ها در گوشه‌ای از آمریکا بی‌نام و نشان به خاک سپرده شد. اما دیگری سر به عشق سیدی از اولاد
امام حسین علیه‌السلام نهاد و زیر بار ننگ نرفت و با پیکری خون‌آلود و با ردای شهادت در جوار حضرت عبدالعظیم حسنی علیه‌السلام آرمید

مزار او زیارتگاه اهل یقین و نقل جوانمرد نقل جوانمردی‌اش گوش به گوش و سینه‌به‌سینه در تاریخ آزادگی نقل می‌شود این همان قانونی است که حربن‌یزید را
از عمرسعد جدا کرد و آنچه در تاریخ می‌ماند می‌ماند رسم جوانمردی و آزادگی را در یک کلمه خوبی‌هاست

رؤیای صادقانه

حاج‌آقا ادامه داد : خدا خواست من امروز با شما بیایم.تا خوابی را که چند شب پیش دیده‌ام بیان کنم

با تعجب گفتم : خواب ؟! و بعد نزدیک‌تر رفتم

حاج‌آقا گفت : چند شب پیش در عالم رؤیا دیدم که راه کربلا باز شده . من با خوشحالی و با سرعت وارد حرم شدم . عجیب بود که صحن آقا اباعبدالله (ع ) شباهت زیادی به صحن حضرت عبدالعظیم داشت

من وقتی وارد حرم شدم متوجه شدم که یک راه به زیرزمین وجود دارد . گفتند : محل اصلی مزار سید الشهدا ( ع) در پائین است . من هم به‌سرعت به سمت پایین حرکت کردم

قبر و ضریح در مقابلم بود . درحالی‌که به‌شدت اشک می‌ریختم به سمت ضریح رفتم

یک‌باره دیدم شخصی مانند خادمان حرم آنجا ایستاده .کت و شلوار زیبا و چهره‌ای نورانی و قامتی رعنا داشت

تا او را دیدم شناختم . طیب بود . پدر شما

با تعجب گفتم : طیب خان ، اینجا چه می‌کنی ؟

بلافاصله گفت : ما سال‌هاست که این‌جا نوکری ارباب رو می‌کنیم . همان موقع یادم افتاد که پدرتان را تیرباران کردند . خواستم چیزی بپرسم که پدرتان دوباره با همان صراحت لهجه‌ای که داشت فرمود : از روزی‌که شهید شدیم ارباب ، ما رو به این‌جا آورد

ضرورت درج نظر درباره کتاب طیب

چنانچه محصول جدید  را خریداری نمودید و یا قبلا از آن استفاده کرده‌اید، می‌توانید با درج نظرات خود در بخش دیدگاه‌های همین سایت، سایر طلاب و دانشجویان را در تهیه این کتاب  راهنمایی فرمایید
بی تردید نظرات شما راهگشای طلاب حوزه های علمیه خواهد بود

مشخصات: کتاب طیب

نویسنده

گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی

قطع

رقعی

صفحات

198صفحه

نوع جلد

جلد نرم

ناشر

شهید ابراهیم هادی

ابعاد
وزن کالا 270 گرم
ابعاد 17 × 4 × 23.5 سانتیمتر

نظرهای کاربران

0.0 از 5
0
0
0
0
0
نظر خود را بنویسید

هنوز دیدگاهی وجود ندارد

اولین نفری باشید که بررسی می کند “کتاب طیب”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

− 3 = 2

فروشگاه کتب حوزوی و معارفی بوک دین
Logo